صفحه اول

برنامه همایش

چکیده مقالات

گالری عکس

رسانه ها

آندلس
کتابشناسی
 درباره ما
تماس با ما
 
 

 

 

یادداشت  

 

دکتر نجمه شبیری*

چقدر اینجا همه چیز شبیه ایران است؛

شاید این متداولترین جمله ای باشد که از زبان مسافران ایرانی به اسپانیا می شنویم. این جمله تجربه شخصی من در نخستین سفرم به اسپانیا نیز بود. در آن زمان علیرغم سن کم، احساس غریبه ای در دیار غربت را نداشتم. سال ها بعد در اولین گذرم به آندلس و پرسه زدن در بوی نارنج و کوچه های تودرتو، خودم را در کوچه پس کوچه های شهرستان های گرم ایران یافتم.

 بی شک کاخ زیبای الحمرا و باغ های آن، جویبارها و خطوط و لا غالب الی الله برای هر ایرانی تداعی گر بخشی از خودش است. ورود به مسجد کردوبا خود حکایتی است که بیشتر دوست دارم درباره اش رمان بنویسم تا گزارشی تاریخی.

سال ها پیش وقتی از حیاط مسجد کردوبا بیرون می آمدم به خود گفتم: روزی باید این حس، آمیختگی فرهنگی، اشتراک و تصاویر خودی، تلفیق عجیب مسجد-کلیسا، جویبارهای گرانادا، بوی نارنج، گذر از گوادالکبیر، مدرسه ابن رشد، خاطرات برج های دیده بانی و اشک ها و لبخندهای آندلس را با مردم سرزمینم قسمت کنم؛

آندلس، دور و نزدیک. آندلس، غریب و آشنا.

 در کل اشبیلیه، قرناطه، و قرطبه همانقدرکه تمدن، تاریخ، فلسفه، عرفان، عشق، نفرت، خشم و شادی دارند لبریز از ادبیات اند.

ایمان دارم دانشگاه علامه طباطبایی میزبان صاحب نظران اندیشمندی خواهد بود که در این همایش از منظر فلسفی، عرفانی، هنری و ... به این تمدن خواهند پرداخت.

 در آخر، سخنی نیست جز ابراز شادی از تعبیر رویایی دیرینه و استنشاق عطر آندلس در ایران اسلامی.

 بر این باور هستیم که گام های مشتاق حضارِ علاقمند، می تواند تداعی گر گرمای باغ های آندلس برای ما باشد.

تابستان 1394

 

*مدیر گروه زبان اسپانیایی دانشگاه علامه طباطبایی و دبیر همایش میراث آندلس: ایران - ایبریا

 

***************************************************

 
 

 امیلیو گنسالس فررین*

رنسانسِ آندلسی

آندلس صرفاً یک دوره سپری شده نیست بلکه یک جزء سازنده است. دوره های مختلف تاریخی (هرچند برخی اوقات مقاومت می کنند) می گذرند.  این اجزا جاری می شوند بی آنکه موانعِ  در آغاز مقاوم، راه بر جریان تاریخ ببندند. همواره دغدغه ی اصلی "نگاه به آینده" است و مهم این است که چگونه با آنچه اتفاق خواهد افتاد مواجه شویم. آندلس به عنوان جزء سازنده ،در باور ما زهدان غرب و اروپایی به شمار می رود که از دل آندلس و قرون وسطی گامی بلند برداشت تا نخستین رنسانس تاریخ را تجربه کند.

تاریخ اروپا همواره برعلیه اسلام نگاشته شده در حالیکه آندلس بخشی از دوران طلایی  دارالاسلام است. پس چگونه می توان دو دیدگاه تا این حد متفاوت درباره یک عصر را -عصر زرین اسلام که اروپای عصر رنسانس را  پی ریزی کرد- همسو کرد؟

پاسخ به این سوال احتمالا در گرو پاسخ به سوال  "چگونه به آینده می نگریم؟"-که پیشتر به آن اشاره شد- است و نیز در گرو اینکه "آیا قادر به تصور آینده ای حاوی ارجاعاتی به جهان های سازگار که در آنها اسلام و غرب بدون هیچ تضادی در کنار هم بنشینند هستیم یا خیر؟". تنها با ذهنی باز در مواجهه با آنچه به ما ارائه می شود -و نه بر طبق قالبهای ذهنی از پیش تعیین شده مان- قادر به درک پیچیدگی باشکوه تاریخ خواهیم بود و فقط آن هنگام خواهیم توانست بر دوگانگی ذهنی که با آن تربیت شده ایم  و بر انحصار فرهنگ ها ، زبان ها و ادیان غلبه کنیم.

سازگاری تاریخی آندلس به عنوان عصر زرین اسلام و رنسانس اروپایی، می تواند بهترین آموزش روشنفکرانه برای آیندگان باشد که در وهله ی اول ، برای درک آن  در این گوشه ی مشخص اروپا نیاز به خوانش مجدد و چیره شدن بر دیدگاه مان نسبت به دوره ای ویژه از تاریخ خویش که همواره آن را "بیگانه" انگاشته ایم وجود داشته است؛ بیگانگی ای  نشات گرفته از فقر تربیتی در خصوص افسانه هایی که تاریخ اسپانیا بر اساس آنها پی ریزی شده است. برعکس آن نیز بر همین منوال است چرا که دراین گوشه از اروپا همیشه باور غالب این بوده است که هر آن کس که به میراث  دورانی چون دوران آندلس می بالد، قطعاً ستون پنجمی در خدمت  فروپاشی میهن است.

چنین است که هر کس در حال حاضر به دنبال دوران آندلس باشد، با پدیده ای مغشوش، معلول و رنگ عوض کرده مواجه خواهد شد که همواره کنایه ای از واقعیت- (جزء جانشین کل)  خواهد بود؛ واقعیتی که یا بدنام شده و موردغفلت واقع شده و یا برعکس درباره آن بزرگ نمایی و اغراق شده است؛ جایگزینی این بخش همواره فولکلوریک به جای کلیتی بکر و خاص.

رواج دادن مطالعه ی دوره تاریخی آندلس و متعادل سازی مفهوم تاریخی آن، یکی از بهترین روش های تربیتی برای آینده است. این مهم مرزهای حقیر نگرش حکومتهای تک بعدی (نسبت به دین، زبان، منطقه گرایی، ژنتیکی) را پشت سر گذاشته و به رشد درک غنای جهانی کمک می کند و نهایتا فضایی فراهم می آورد تا با علم بر استحکام ریشه ها، به نظاره شاخ و برگ تاریخ بنشینیم.

*استاد دانشگاه سویا

 

***************************************************

 

دییگو د مویا

همایش ایران-ایبریا

از وسعت دید این همایش در دعوت از هنرمندان معاصر به عنوان سخنران  شگفت زده ام. گرچه موضوع این همایش علمی و مربوط به تحقیقاتی در راستای روابط فرهنگی ما از گذشته های بسیار دور است، باید پیشاپیش اشاره کنم این رابطه در حوزه کاری من در سطح یک هنرمند حرفه ای، و از طریق پیگیری چند جریان فکری سنتی ایرانی به شکل بسیار زنده و نزدیک نیز  وجود دارد.

از طرفی دیگر، به دلیل اصلیت آندلسی ام، همواره فرهنگ آندلسی گسترده شده در کشورم طی قرون وسطی، برایم جالب بوده است. من یاد گرفتم خط فرهنگی- هنری طولانی ای را کشف کنم که ایران را به جهان عرب پیوند داده بود و منجر به خلق نمونه های شگفت انگیزی همچون مسجد بزرگ کوردوبا و یا الحمرا در گرانادا شده است.

از کودکی بارها و بارها به همراه پدرم به آنجا سفر کردم، و  غرق شدم  در آن زیبایی ای که ریشه هایش بسیار متفاوت با چیزی بود که در اروپا می شد یافت. همین انگیزه من در بزرگسالی شد تا مطالعاتم درباره ی این موضوعات را از زوایای مختلف که دیدی وسیع به من داده بودند، افزایش دهم.

پیشاپیش بگویم که شیوه ی درک من از هنر ریشه ای انتزاعی دارد، نباید انتظار داشت که در کارهای من ارجاعات مستقیم به هیچ گونه فرهنگی به طور مشخص دیده شود، چرا که دوره های مختلف کاری من را آمیزه ای از فرهنگ ها که خود  زاده ی رشته های تفکر مختلف-از بین آنها تفکر ایرانی-است، شکل داده است. امیدوارم در سخنرانیم از طریق تصاویر بهتر بتوانم این وجه  را بیان کنم.

 

***************************************************

 

 

احمد‌علی حیدری*

و لو تخیرت هذا کنت اختار

[...] اگر مجالی برای انتخاب بود، آندلس را برمی‌گزیدم

آندلس و اسپانیا نام‌هایی هستند که بوی دوری می‌دهند. البته آندلس در تاریخ ما جایی دارد اما عمیقاً آمیخته به تصاویری است که احساساتی چند‌گانه را در من ایجاد می‌کند. وقتی به آثار عربی اندیشمندان این خطه رجوع می‌کنم و حال و هوای تفکر و ادبیات‌شان را به زبان عربی یعنی زبان فرهنگ ایرانی-اسلامی می‌خوانم حس دوری و غرابت از این خطه از من رخت برمی‌بندد.

ابواسحاق ابراهیم بن خفاجه (533-495 ه. ق.) استاد برجسته‌ی شعر عرب که از اهالی سرزمین آندلس است چنان طبیعت آن خطه‌ی دور را در زبان شیرین عربی بیان می‌کند که با استماع سخنش به گوش عربی به سهولت فاصله‌ها را در می‌نوردم وخود را آشنای آن دیار و مأنوس ارض و سمایش می‌بینم. در زبان وی وجود شریف و نبیل انسان‌های آن دیار به زبان آمده است

می‌نویسد:

در آندلس مناظر نیکو به چشم می‌خورد و بوهای خوش بهشتی فضا را عطرآگین می‌کند

نورش به هنگام صبح چون سفیدی آب دهان و تاریکی شب‌هایش چونان سیاهی لب است

در آن‌هنگام که نسیم صباح وزیدن می‌گیرد فغان برمی‌آورم و از اشتیاقم به آندلس برایش سخن می‌گویم

و در جای دیگر:

ای آندلسیان آب، سایه، رودخانه‌ها و درختان سرزمین‌تان من را به اعجاب می‌آورد

بهشت برین تنها در دیار شماست و اگر مجالی برای انتخاب من داشتم هرآینه آندلس را برای سکنی برمی‌گزیدم

همایش میراث آندلس: ایران - ایبریا فرصتی است تا با جمعی از عزیران آن سرزمین هم‌نفس شویم تا به برکت اندیشه‌ای که در آن دیار پرورده شده است، مجالس انسی برپا کنیم.

 

منبع: ابن خفاجه،‌ ابو اسحاق ابراهیم (1994)، دیوان، عمر فاروق الطباع، بیروت، لبنان، دارالقلم

* گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

 

Info@AlAndalus2015.ir